سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
131
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
قبيل جيبها زير قبا يا كت مخفى شده و اثرى از آنها ديده نميشود حتى خود لابس اگر بخواهد از آن شيئى را بردارد به سادگى نتوانسته بلكه يا بايد تكمههاى لباس را گشوده و پس از آن شئ مطلوب را بردارد يا دست را از يقه لباس بدرون بايد ببرد و آن را خارج كند . قوله : او فى ثوب داخل مطلقا : يعنى يك مصداق ديگر براى جيب باطن وجود دارد و آن عبارتست از جيبى كه به لباس زير دوخته شده كه روى لباس ديگر همچون قبا و كت پوشيدهاند مانند جيبهائيكه به پيراهن مىدوزند و روى پيراهن قبا و كت بتن مىنمايند اعمّ از آنكه جيب مزبور روى پيراهن دوخته شده يا از زير آن را وصل كرده باشند زيرا وقتى لباس ديگر روى آن قرار گرفت مطلقا باطن محسوب مىشود . قوله : ما كان معقودا فى خارجه : يعنى خارج ثوب . مؤلف گويد : البسه رو همچون كت و قبا و پالتو معمولا هرطرفش دو آستين دارد كه مجموعا چهارتا مىشوند زيرا اين گونه از لباسها به ملاحظه ضخامتى كه دارند غالبا بلكه هميشه با آستر دوخته مىشوند پس غير از آنكه آستين از جنس خود كت به آن دوخته شده در درون اين آستين يك آستين ديگر از جنس آسترى واقع مىباشد حال آستين روئى كه از جنس خود كت يا قبا است آستين ظاه محسوب مىشود لذا كيسه پول را اگر به آن بسته يا دوخته باشند در حقّش صادق است بگوئيم پول در حرز قرار داده نشده زيرا سارق به سهولت مىتواند اين قبيل از آستينها را بريده و آنچه به آنها وصل گرديده ساقط شود ولو براى لحظاتى بعد باشد . قوله : قطع السّارق له : ضمير در [ له ] به كمّ ظاهر راجعست .